الشيخ محمد تقي بهجت
142
جامع المسائل ( فارسي )
است كه از ظاهر بدن بودن آن ، معلوم نيست . سوّم : رعايت نمودن ترتيب در غسل ترتيبى ، چنان كه مذكور شد . چهارم : مباح بودن « 1 » آب ؛ و در مقدّمه كتاب دانستى كه غيرِ آبِ مطلقِ پاك ، چيزى را پاك نمىكند و وضو و غسل ، به غير آن ، جايز نيست . پنجم : مباح بودن مكانى كه در آن غسل مىكند و همچنين ظرفى كه به آن ، آب بر بدن خود مىريزد و جائى كه آب غسل در آن ريخته مىشود ، چنان كه در وضو گذشت . ششم : آن كه خود ، بدن خود را بشويد با قدرت و تمكَّن . هفتم : آن كه مانعى از شستن نداشته باشد ؛ و بيان آن در وضو گذشت . هشتم : پاك بودن بدن پيش از شستن « 2 » ؛ بلى شستن سر و گردن هر گاه پاك باشد ، موقوف بر پاك بودن ساير اجزاى بدن « 3 » نيست . و احوط اين « 4 » است كه پيش از غُسل ، تمام بدن پاك باشد اگر چه سبق طهارت از خبث بر طهارت از حدث وجهى « 5 » ندارد ، بلكه مقارنت و حصول هر دو در آب كثير به سبب واحد ، در آنِ واحد ، كافى « 6 » است . اشتراك و افتراق وضو و غسل و احكام جبيره به بيانى كه در وضو گذشت ، در غسل جارى است .
--> « 1 » و همچنين اباحهء مكان غسل و مصبّ آب غسل و ظرف آب غسل . « 2 » يعنى شستن عضو ؛ و آن احتياط است . « 3 » و همچنين هر جزءِ عالى نسبت به سافل ، بلكه اجزاى عرضيّه ايضاً في الجمله . « 4 » ندباً « 5 » لكن موافق احتياط است . « 6 » و سزاوار نيست كه محلّ نزاع باشد .